قوانین حاکم بر ضمیرناخودآگاه ,

مشاهده سبد خرید

تومان
برنامه ریزی ضمیرناخودآگاه
پکیج ویژه
۱۳۹۵/۱۰/۲۱ سه شنبه
(3)
(1)
قوانین حاکم بر ضمیرناخودآگاه
قوانین حاکم بر ضمیرناخودآگاه

1. " ضمیر ناخودآگاه دارای قدرتی مافوق تصور انسان است " 

در بیان قدرت ما فوق تصور ضمیر ناخودآگاه همین بس که کنترل نزدیک به 70 میلیارد سلول بدن انسان را بر عهده دارد و همچنین عضوی مانند مغز تحت مدیریت ضمیر ناخودآگاه فعالیت می کند و فعالیت هایی چون تنفس ، گردش خون و رشد اعضای بدن بر عهده ضمیر ناخودآگاه است . قدرت ضمیر ناخودآگاه آنقدر زیاد است که آن را با روح اشتباه می گرفتند و یا به آن خدای درون نیز گفته می شد .

 
 
2. " ضمیر ناخوآگاه اطلاعات دریافتی را پرورش داده و در آن غلو می کند "

این قانون ضمیر ناخودآگاه برگرفته از قانون نظام هستی است که در قرآن هم به آن اشاره شده است که اگر کار خوبی انجام دهید 10 برابر پاداش داده می شوید و اگر بدی کنید به همان اندازه مجازات خواهید شد .

 در نظام طبیعت نیز می بینیم وقتی که یک دانه را می کاریم یک درخت برداشت می کنیم و یک دانه گندم به 70 دانه تبدیل می شود ما هم می توانیم از این ویژگی به نفع خود استفاده کنیم .

این ویژگی ضمیر ناخودآگاه مانند زمانی است که ما سنگی را در آب می اندازیم وقتی که سنگ در آب می افتد امواج دایره مانندی روی سطح آب شکل می گیرد که دامنه ی آن زیادتر و زیادتر می شود همچنین وقتی در مقابل کوه می ایستیم و صدا می زنیم ، کوه چندین و چند بار صدای ما را تکرار می کند ، ضمیر ناخودآگاه نیز از همین ویژگی برخوردار است وقتی که ما می گوییم که من موفق هستم ضمیر ناخودآگاه شروع می کند به غلو کردن در آن و مدام تکرار می کند : من موفق هستم ، من موفق هستم ، من موفق هستم و . . . . . ما از این ویژگی ضمیر ناخودآگاه برای رسیدن به اهداف خود به بهترین وجه می توانیم استفاده کنیم .
 
3. "ضمیرناخودآگاه در اثر تمرکز روی یک موضوع قسمت هایی از اطلاعات ورودی را در سطح خودآگاه حذف می کند "

چنانچه طی انجام کارهای روزمره تمرکز روی موضوعات خاصی صورت گیرد ضمیر ناخودآگاه طبق قانون خود از پردازش برخی از اطلاعات در سطح هوشیار جلوگیری نموده و باعث می شود اطلاعات توسط خودآگاه حذف و یا ناقص دریافت شود .

مثلا امکان دارد در حین مسافرت به یک شهر ضمیر ناخودآگاه تمام توجه شما را به تابلوهایی جلب کند که نام شهر مقصد در آن ها وجود دارد و حتی اگر نام شهرهای دیگری در آن وجود داشته باشد آن ها را نبیند که البته این اطلاعات در سطح خودآگاه حذف می شود ولی در سطح ناخودآگاه ثبت شده و در زمان لازم آن را یادآوری کرده و از آن استفاده می نماید .

4. " ضمیر ناخودآگاه به هیچ وجه قدرت تشخیص خوب از بد را ندارد و ساده لوحانه تمامی اطلاعات دریافتی را ثبت کرده و سپس شروع به برنامه ریزی می کند "

ضمیر ناخودآگاه آنقدر ساده لوح است که اگر شما به او بگویید که 5=2*2 است باور می کند و اگر 10 سال دیگر از او سوال کنید 2*2 می شود چند جواب می دهد 5 .

اگر ثروت در ضمیر ناخودآگاه شما برابر باشد با فساد و درد و رنج ، ضمیرناخودآگاه زندگی شما را برای فقر برنامه ریزی می کند چون ضمیر خودآگاه شما می داند که فساد و درد و رنج چیز خوبی نیست .ضمیر ناخودآگاه این برنامه نویسی را می گیرد و شما را به بهترین شکل ممکن فقیر می کند .

ضمیر ناخودآگاه فقط برنامه نویسی هایی که در آن انجام شده را انجام می دهد حتی اگر این برنامه نویسی به ضرر شما باشد و امکان دارد که این برنامه نویسی توسط شما صورت نگرفته باشد ، امکان دارد که این برنامه ها توسط اطرافیان شما وارد ذهنتان شده باشد ، اما آیا ما محکوم به ادامه زندگی با این برنامه ریزی اشتباه هستیم ؟ جواب مطمئنا منفی است . ما می توانیم با برنامه نویسی مجدد ذهن خود ، باورهای مثبت را جایگزین باورهای منفی کنیم تا اتفاقات جدیدی در زندگی ما رخ دهد .

به خاطر ساده لوحی ضمیرناخودآگاه است که به آن لقب "کودک درون" داده می شود چون همانند کودکان همه چیز را قبول می کند .

پس بهتر است از این به بعد درباره خود و دیگران از بهترین القاب استفاده کنیم مانند نابغه ، دانشمند ، استاد و . . . . .

اگر شما خوابی ببینید که از بلندی در حال پرتاب شدن هستید در همان لحظه از خواب بیدار می شوید در حالی که قلب شما به شدت در حال تپش است دلیل آن این است که ضمیرناخودآگاه بین مجاز و واقعیت تفاوتی قائل نمی شود و ما از همین ویژگی در قالب تجسم خلاق برای رسیدن به اهداف و آرزوهای خود استفاده می کنیم و خود را در حالتی تجسم می کنیم که به اهداف و آرزوهای خود رسیده ایم ، چون ضمیرناخودآگاه تفاوتی بین خیال و واقعیت قائل نیست ، شرایطی را فراهم می کند که ما به آن تصویر ذهنی برسیم .

5 . "ضمیرناخودآگاه هیچ عادت و رفتاری را برای ما برنامه ریزی نمی کند مگر اینکه پشت آن مقصود و منظوری مثبت و مفید وجود داشته باشد "

ضمیرناخودآگاه تولید کننده عادت و رفتارهای ماست و تمامی این عادت ها و رفتارها را فقط در صورتی برنامه ریزی می کند که پشت آن یک منظور مفید وجود داشته باشد و فرقی هم نمی کند که این عادت ها مثبت باشد یا منفی چون ضمیر ناخودآگاه ساده لوح است و هیچ قضاوتی نمی کند مثلا امکان دارد عادت استفاده از مواد مخدر در ضمیرناخودآگاه برابر باشد با آرامش و اگر ما بخواهیم این عادت استفاده از مواد مخدر را کنار بگذاریم باید عادت دیگری را جایگزین آن کنیم مثلا مراقبه .

 به جای رسیدن به آرامش از طریق مواد مخدر با انجام مراقبه به آرامش برسیم و از این به بعد ضمیرناخودآگاه را اینگونه برنامه نویسی می کنیم که مراقبه برابر است با آرامش .
 
6. "ضمیر ناخودآگاه اطلاعات را از طریق حواس پنج گانه دریافت می کند"

ضمیر ناخوداگاه اطلاعات خود را از طریق حواس پنجگانه دریافت کرده حال اگر این اطلاعات مثبت باشد رفتار های مثبت را به وجود می آورد و اگر منفی باشد تولید رفتار منفی می کند .
 
7. "ضمیر ناخوداگاه از آنجا که محل ثبت اطلاعات دائمی است از حافظه بسیار قوی برخوردار است"

تمامی اطلاعات دریافت شده از لحظه تولد تا مرگ همگی بدونه نقص در ضمیر ناخودآگاه ذخیره می شوند و در شرایط خواب عمیق می توان به این اطلاعات دسترسی پیدا کرد به همین خاطر امروزه ثابت شده اطلاعات از ذهن انسان پاک شدنی نیست و عدم یادآوری آن دلیل بر حذف آن نیست و همچنین باید یادآور شد که اطلاعات را می توان در سطح ضمیرناخودآگاه جایگزین کرد به همین خاطر ضمیرناخودآگاه را می توان جعبه سیاه زندگی هر فرد نامید .
 
8. "ضمیر ناخودآگاه دارای قدرتی ما فوق حواس است"

ضمیر ناخودآگاه در کیفیت درک اطلاعات از طریق حواس فوق العاده سریع و قوی عمل می کند . برای درک بهتر مطلب به بیان مثالی می پردازیم . وقتی در یک محیط شلوغ قرار می گیرید در سطح خودآگاه تنها صداهایی را متوجه می شوید که توجه شما متمرکز روی آن ها باشد در صورتی که ضمیر ناخودآگاه تمامی صداهای محیط را به صورت کامل درک و ضبط می کند . همچنین قادر است صداهایی را که در حالت عادی در سطح خودآگاه شنیده نمی شوند را بگیرد و برای آن ها برنامه ریزی کند.

این کیفیت در حس بینایی نیز وجود دارد به طوری که قادر است تمامی تصاویر را اسکن کند و به خاطر همین قابلیت هیچ اطلاعاتی از زیر دست او خارج نمی شود به طور مثال قادر است یک صحنه فیلم را با تمامی صحنه های تولید شده ببیند (تمامی 24 فریم در ثانیه) از همین قانون شرکت های تبلیغاتی در دنیا استفاده های زیادی برده اند به طوری که شرکت کوکاکولا از این فناوری استفاده می کند و شما بدونه دیدن تصاویر تبلیغاتی پخش شده  در یک فیلم در یک فیلم 2 ساعته ، 7200 بار تبلیغات کوکاکولا را می بینید ( در هر 24 فریم یک فریم مربوط به تبلیغات کوکاکولا بوده است ) ولی ما قادر به دیدن آن نیستیم ولی ضمیر ناخودآگاه ما تمامی 7200 تبلیغ را می گیرد و برنامه ریزی می کند و شما بعد از دیدن فیلم احساس تشنگی می کنید و تمایل به نوشیدن نوشابه دارید بدونه اینکه به طور مستقیم تصویری از نوشابه را دیده باشد . همین فن آوری را می توان در موسیقی برای اهداف مثبت و منفی استفاده کرد.

چندی است که دانشمندان علوم ذهنی و روانشناسی نظریه ای را در مورد اینکه چه عاملی باعث می شود که انسان بتواند اطلاعات خاصی را بدونه استفاده از حواس پنج گانه دریافت نماید ، بیان نموده اند که نام آن را ناظر پنهان نامیده اند.

تمامی مثال های بالا می تواند ما را به قدرت بی نهایت ضمیر ناخودآگاه واقف کند و توجه داشتن به این موضوع که ضمیمر ناخودآگاه قادر به دریافت یک میلیون بیت اطلاعات در هر ثانیه است که نسبت به هر کدام از آن ها برای ما برنامه ریزی انجام می دهد .
 
9. " ضمیرناخودآگاه به هیچ وجه قادر به برنامه ریزی افعال منفی نبوده و آن ها را نمی شناسد "

آیا تا به الان توجه کرده اید وقتی که به کودکان و یا حتی بزرگسالان جملاتی با افعال منفی می گوییم نتیجه معکوس می شود ، جملاتی مثل دست نزن ، نرو ، این کار را نکن و . . . . ضمیرناخودآگاه با شنیدن این افعال بنا بر قانون خود اقدام به حذف فعل منفی می کند تا شخص به سمت اطلاعات مورد نظر تمایل پیدا کند که حضرت علی (ع) در این رابطه می فرمایند : انسان را از هر چیزی نهی کنی به سمت آن کشش و جاذبه پیدا می کند .
 
10. "ضمیرناخوداگاه را می توان توسط کلام ، تصاویر ذهنی ، احساس و تمثیل ها برنامه نویسی کرد "

یعنی برای برنامه نویسی ضمیر ناخودآگاه خود نیاز به چهار عنصر کلام ، تصویر ، احساس وتمثیل داریم . سه عنصر اول را تقریبا می شناسیم و عنصر چهارم موردی است که ادبیات فارسی سال ها قبل از آن بهره گرفته است  شعر ، ضرب المثل و داستان ها از جمله مواردی هستند که قدرت قابل ملاحظه ای برای تاثیر گذاری روی ضمیر ناخوداگاه دارند .

وقتی به مطالعه مثنوی مولوی و اشعار شاعران می پردازیم و تاثیری حس می کنیم این احساس ناشی از تاثیر پذیری ضمیر ناخوداگاه نسبت به این روش است . از جمله کتاب هایی که می توان این علم را در آن مشاهده کرد نهج البلاغه مولای متقیان و قرآن کریم است .
 
11. "ضمیرناخودآگاه اطلاعات غیر مستقیم را بسیار سریعتر جذب می کند"

ضمیر خودآگاه قسمت استدلالی و منطقی ذهن است که هر چیزی را با دلیل و مدرک قبول می کند و از طرف دیگر ضمیرناخودآگاه کاملا ساده لوح است و هر اطلاعاتی را هر چند هم که غلط باشند دریافت و باور می کند و زندگی ما را طبق همان اطلاعات برنامه ریزی می کند .

 
 بیش تر از 97% رفتارهای ما توسط ضمیرناخودآگاه مدیریت می شود و در این بین ضمیرخودآگاه فقط تولید 3% از رفتارهای ما را بر عهده دارد.  
     
ضمیر خودآگاه که دارای استدلال و منطق است مانند نگهبان دروازه ضمیر ناخودآگاه عمل می کند و اجازه ورود هر اطلاعاتی را به ضمیر ناخودآگاه نمی دهد چون می داند در صورت ورود اطلاعات به ضمیر ناخودآگاه زندگی ما طبق همان اطلاعات تغییر خواهد کرد .

گفته شد که ضمیر ناخودآگاه اطلاعات غیر مستقیم را بسیار سریعتر جذب می کند این حالت زمانی اتفاق می افتد که تمام تمرکز ضمیرخودآگاه به یک موضوع خاص باشد در این حالت شرایطی فراهم می شود که اطلاعات بدونه توجه ضمیرخودآگاه وارد ضمیر ناخودآگاه شود مانند اینکه ما توجه نگهبان ضمیر ناخودآگاه یا همان ضمیرخودآگاه را پرت کنیم تا از این فرصت استفاده کرده و پیام خود را وارد ضمیرناخودآگاه کنیم که تاثیر پذیری شخص از پیام ها در زمانی که
ضمیرخودآگاه حضور ندارد نسبت به شرایط عادی که ضمیر خوداگاه حضور دارد حداقل 3 برابر می شود .

مثلا زمانی را در نظر بگیرید که تمام توجه کودکمان به بازی کردن است در این حالت تمامی تمرکز ضمیرخودآگاه کودک به بازی است یا به عبارتی نگهبان دروازه ضمیرناخودآگاه از حفاظت از ضمیرناخودآگاه غافل شده است در این حالت ما شروع می کنیم به تعریف کردن از کودک خود مثلا می گوییم : زهرا خیلی باهوش است یا علی یک نابغه است .

به یاد داشته باشید که ضمیر ناخودآگاه قادر به دریافت یک میلیون پیام اطلاعاتی در ثانیه است . در این حالت پیام ما بدونه حضور ضمیرخودآگاه وارد ضمیرناخودآگاه شده و در آن می نشیند که در این حالت ضمیرخودآگاه در غفلت به سر می برد و تاثیر گذاری پیام ما بیش تر از 3 برابر زمانی است که نگهبان دروازه یا ضمیر خودآگاه وجود دارد وقتی که پیام وارد ضمیر ناخودآگاه شد ، ضمیرناخودآگاه شروع به غلو کردن در آن می کند و مدام تکرار می کند علی نابغه است ، علی نابغه  است ، علی نابغه است و ما با یک روش بسیار عالی توانسته ایم ضمیرناخوداگاه کودک را برنامه نویسی کنیم .

حال امکان دارد که این سوال برای شما پیش بیاید که چرا ضمیرخودآگاه باید با جمله ای مانند من یک نابغه هستم مخالفت کند به این نکته باید توجه کنیم که ما در هر سن و سالی که باشیم باورهایی در وجود ما شکل گرفته است که ضمیرخودآگاه با دریافت اطلاعات جدید آن را با باورهایی که طی سالیانی در فرد شکل گرفته مطابقت می دهد که اگر با آن باورها سازگاری نداشته باشد آن ها را قبول نمی کند مثلا اگر ثروت برای شما به معنای درد و رنج و کار از صبح تا شب باشد وقتی که شما پیشنهاد کاری را برای تولید ثروت دریافت می کنید ضمیرخودآگاه شما به مخزن باورهای شما مراجعه می کند و چون ثروت را مساوی درد و رنج   می داند آن را فیلتر کرده و رد می کند و چون باورها در ضمیر ناخودآگاه قرار دارد که حافظه دائمی ماست ما باید خیلی اوقات ضمیرخودآگاه را کنار بزنیم تا بتوانیم به محل ذخیره سازی باورها که همان ضمیرناخودآگاه است دسترسی پیدا کنیم و باورهای محدود کننده خود را با باورهای جدید جایگزین کنیم .
 
12. "ضمیر ناخوداگاه نسبت به آخرین اطلاعات دریافتی در خصوص هر چیزی ، برنامه ریزی را انجام می دهد "

برای درک قانون بالا به مثال زیر توجه کنید . اگر امروز به ما خبر دهند که تا یک هفته آینده زلزله ای به قدرت 8 ریشتربه وقوع خواهد پیوست ، عموم مردم چه واکنشی از خود نشان خواهند داد ؟ حال اگر دو روز بعد اعلام کنند که زلزله مربوط به کویر بوده است و شامل مناطق مسکونی نمی شود ذهن ما سریع اطلاعات جدید را دریافت می کند و استرس و فشار قبلی را از بین می برد . پس ما باید روش هایی را بیاموزیم که از برنامه ریزی هر گونه اطلاعات در ذهن خود جلو گیری کنیم .


 
نفوذ در ضمیر ناخودآگاه

 
1. برنامه نویسی ذهن در دوران کودکی :

یکی از راه های برنامه نویسی ضمیرناخودآگاه برنامه نویسی دوران کودکی است . در حقیقت بچه ها در یک شرایط و حالت هیپنوتیزمی خاص قرار دارند . آن ها در یک حالت به اصطلاح عام خواب هیپنوتیزمی یا به اصطلاح علمی ترانس واقعی قرار دارند

 از آن جایی که در کودکان قوه ی استدلال و تفکر به صورت استقرایی هنوز شکل نگرفته است ، نحوه تفکر و استلال آن ها قیاسی و هیپنوتیزمی است

در دوران کودکی بسیاری از مطالب از طریق تقلید یا تلقین به ذهن کودک وارد می شود ، از صحبت هایی که بچه ها در کودکی می شنوند و یا رفتارهایی که می بینند مشابه تلقیناتی است که در یک فرد بالغ به صورت هیپنوتیزم القا می شود .

 توده عظیمی از میلیون ها خاطره در ذهن ما ثبت شده که سرشار از تاثیرات مطلوب و نامطلوب است . این خاطرات به ظاهر فراموش می شوند ولی حقیقت این است که در ضمیرناخودآگاه ما جاودانه می مانند . چقدر بد است که در اغلب موارد این حرف ها تلقیناتی منفی و مخرب هستند که پدر و مادر ها از سر ناآگاهی در ذهن ناخودآگاه بچه های خود می نویسند و بدتر از آن وقتی است که این تلقینات منفی شوخی و سرگرمی بزرگترها باشد و با خوشحالی و افتخار آن ها را در مجالسشان برای یکدیگر تعریف می کنند . مثل این حرف ها : تو هیچ وقت آدم نمی شی ، تو بچه احمقی هستی ، حتی یک دفعه هم نشده که تو حرف راست بزنی ، تو باید از این کارت خجالب بکشی ، تو باعث خجالت و شرمندگی ما هستی ،هیچ کس تو رو دوست نداره ، دست و پا چلفتی !

از آن جایی که کودکان معصوم قدرت قضاوت و ارزشیابی ندارند تمام این جملات را چشم بسته می پذیرند و در ضمیر ناخودآگاه خود برای همیشه ثبت می کنند ، اثرات این جملات دلسرد کننده که ارزش و اعتبار کودک را مورد تردید قرار می دهد مثل ترمزی است که سال ها بعد جلوی پیشرفت او را می گیرند .

در حقیقت پدر و مادرها و بهتر است بگوییم بزرگترها با این رفتارهای نادانسته شکست های این بچه ها را برنامه ریزی می کنند و به عکس بوسیدنی است دست پدر و مادرهایی که ذهن بچه های خود را از تلقین ها و تشویق ها خوب و سازنده پر می کنند .
 
2. امواج ذهنی :

مغز به طور مداوم در حال ساطع کردن امواج از خود می باشد که این امواج بسته به شرایط دارای طول موج ها و فرکانس های متفاوتی هستند که این امواج عبارتند از : آلفا ، بتا ، تتا و دلتا .

موج بتا در فرکانس بیشتر از 41 هرتز و وقتی که انسان در حالت هوشیار قرار دارد شروع به انتشار می کند که ما در وضعیت عادی روزمره اموج بتا را از خود منتشر می کنیم .

موج آلفا در محدوده فرکانس 8 تا 12 هرتز منتشر می شود و همیشه دارای بار مثبت است . موج آلفا وقتی منتشر می شود که انسان در عالم خلسه و استراحت باشد . انتشار موج آلفا با نوعی آگاهی و هوشیاری درونی با اصطلاحا خودآگاهی همراه است .

موج تتا در فرکانس 4 تا 7 هرتز منتشر می شود هنگامی منتشر می شود که ما در خواب سبک قرار داریم.

موج دلتا در فرکانس های 3 و کمتر از 3 هرتز منتشر می شود . و زمانی منتشر می شود که انسان در حالت خواب عمیق قرار دارد .

هر کدام از 4 موج گفته شده مربوط به سطوح متفاوتی از آگاهی ماست ، بی تردید هر کسی که توانایی به جریان انداختن هر یک از امواج مغزی را نداشته باشد دچار مشکل می شود ، به طور مثال اگر نتوانیم امواج دلتا و تتا را به جریان بیندازیم دچار بی خوابی می شویم .

چهار موج اصلی یک مغز را می توانیم به 4 دنده یک اتومبیل تشبیه کنیم . موج دلتا یعنی آهسته ترین موج مثل دنده اول ، موج تتا دنده دوم ، موج آلفا دنده سوم و بتا دنده چهارم .

 همانطور که در رانندگی هیچ دنده ای وجود ندارد که در تمام شرایط مناسب باشد ، هیچ یک از امواج مغزی ما هم مناسب برای همه شرایط زندگی ما نیست .

اگر یکی از دنده های اتومبیل ما از کار بیفتد و یا استفاده از آن را فراموش کنیم دچار مشکل می شویم ، به طور مثال اگر با دنده یک شروع به رانندگی کنیم و بعد مستقیما به دنده چهارم برویم شاید مصرف بنزین پایین بیاید ولی حتما مبلغ فاکتورهای اتومبیل بالا می رود ، در مورد مغز ما هم دقیقا همین اتفاق می افتد متاسفانه خیلی از افراد استفاده از دنده های 2 و 3 مغز یعنی امواج آلفا و تتا را از قلم می اندازند و نتیجه آن بهره برداری پایین از توانمندی های مغزی و پرداخت هزینه های پزشکی بالاست.

موج آلفا را معجزه ذهن شناخته اند که در واقع موجی است که ذهن در شرایط آرامش و تن آرامی از خود ساطع می کند . در این حالت ذهن و بدن در حالت آرامش قرار دارند و حالتی است بین خواب و بیداری که ذهن هوشیار است ولی شخص به سختی می تواند فعالیت فیزیکی انجام دهد که حالت تنبلی از خواب بیدار شدن صبح ناشی از آلفای ذهن است .

به حالت آلفا حالت ترانس یا خلسه نیز گفته می شود که در اصطلاح هیپنوتیزم آن را حالت خلسه می نامند که در واقع شرایطی است که ضمیرناخودآگاه در دسترس است .

امواج آلفا حالتی است بین خوب و بیداری که ما برای رفتن از حالت بیداری (امواج بتا) به حالت خواب (یکی از امواج تتا ، گاما و دلتا) باید از حالت آلفا عبور کنیم و همچنین برای بیدار شدن از خواب به بیداری باز هم باید از امواج آلفا عبور کنیم پس هر فرد در روز در دو زمان یکی ابتدای خوابیدن حداقل به مدت 45 ثانیه و یکی زمان بیدار شدن حداقل به مدت 20 دقیقه در حالت آلفا قرار می گیرد به این معنی که ضمیرناخودآگاه او در این زمان ها کاملا در دسترس قرار می گیرد که از این زمان ها می توان برای برنامه نویسی مجدد ذهن استفاده کرد .

علاوه بر حالت های فوق در حالت های زیر بدن انسان از خود امواج آلفا ساطع می کند که ضمیرناخودآگاه در دسترس قرار می گیرد و آماده برنامه نویسی مجدد است :

الف . تمرکز روی یک موضوع خاص :

که اشاره شد در این حالت ضمیرخودآگاه که نگهبان دروازه ضمیرناخودآگاه است در غفلت به سر می برد و ما از این غفلت استفاده می کنیم و ضمیرناخودآگاه را مجددا برنامه نویسی می کنیم .

ب . تفکر همراه با تصویرسازی ذهنی : 

طبق آخرین تحقیقات ثابت شده است که هر گاه ذهن در شرایط طبیعی مشغول به پردازش تصویری می شود به صورتی که بیشتر تمرکز خود را روی تصویر مورد نظر معطوف کند در شرایط آلفا قرار خواهد گرفت یعنی هر گاه ما بتوانیم یک موضوع یا خاطره ای را همراه با تصاویر مربوطه در ذهن خود تجسم کنیم به صورت اتوماتیک وارد آلفای ذهنی می شویم .

ج . انجام تکنیک های تن آرامی یا ریلکسیشن :

 این روش که در اصطلاح خود هیپنوتیزم گفته می شود تاکنون به عنوان سریعترین راه دستیابی به ضمیرناخودآگاه شناخته شده است که در تمامی حالت هاییکه در بالا ذکر شده است به نوعی ذهن در شرایط آلفا قرار می گیرد .

د . انجام تمرینات تنفسی :

 عمل تنفس عمیق به دلیل بالابردن حجم اکسیژن موجود در خون و مغز ، امواج ذهنی را در شرایط آلفا قرار می دهد و به عنوان یکی از شرایط نفوذ به ضمیرناخودآگاه شناخته می شود .

3. تلقین به نفس :

یکی از راه های دیگر برنامه نویسی ضمیر ناخودآگاه تلقین به نفس است ، بگذارید این موضوع را با یک خاطره توضیح دهیم : یادم است که در یک سفری که به هند رفته بودم آنجا در جنگلی یک گله فیل صورتی را دیدم که این فیل های صورتی با هم می دویدند و بازی می کردند . . . .

این یک مزاح بود اصلا فیل صورتی وجود ندارد شما همزمان با خواندن این خاطره با ذهنتان من را همراهی کردید با من به هند آمدید به سمت جنگل حرکت کردید و حتی یک گله فیل صورتی را هم دیدید حال این تصاویر را از ذهنتان پاک کنید ! دیگر به فیل صورتی فکر نکنید ! جالب است که شما نمی توانید تصویر فیل صورتی را از ذهن خود پاک کنید هر چند که می دانید تصویر غلط و دروغی است . این روش ، روش تلقین به نفس است .

چه شما بگویید من تنبلم وچه بگویید من دیگر نمی خواهم تنبل باشم و چه بگویید من و تنبلی ؟!  در همه حالت ها در ضمیرناخودآگاه ذهن شما دو کلمه با هم ثبت می شوند من و تنبلی  .

خیلی ها فکر می کنند تنها راه تلقین به نفس این است که تعدادی جملات مثبت را روی کاغذ بنویسند و روزی چند بار از روی آن ها بخوانند که البته این راه ، راه خوب و موثری است ولی راه اصلی فکر کردن به صورت مثبت و سازنده درباره مسائل مورد نظر است .

 وقتی که شما به موضوع مورد نظر خود فکر می کنید در حقیقت دارید با خود حرف می زنید ، به این مثال توجه کنید اگر یک سوزن را خیلی آرام به نوک انگشت خود فرو کنیم کمی درد دارد ، باز خیلی آرام به همان نقطه قبلی سوزن بزنید ، کمی بیشتر درد می آید ، اگر دوباره و سه باره و ده باره این این کار را تکرار کنید با همان ضربه آرام سوزن نوک انگشت شما به شدت دردناک و چه بسا زخمی و عفونی شود ، ما با اندیشه های مثبت و منفی خود همین کار را با ضمیرناخودآگاهمان انجام می دهیم ، هر چند که اثر آن فکر کردن بسیار کوچک باشد ، بنابراین شخصی که تمایل دارد در زمینه ای پیشرفت یا تغییر کند بایستی درباره آن موضوع بیشتر و بیشتر فکر کند البته به شکلی کاملا مثبت . باید هرچه می تواند برای قبول و اثبات آن دلایل قانع کننده ای برای ضمیرخودآگاه خود بیاورد .

 
یادمان باشد که وضعیت زندگی ما در آینده به نوع افکار امروز ما بستگی دارد این فکرهای روزانه ما به صورت تکرار در ضمیرناخودآگاه ما به عنوان باور ثبت می شود .
 
هیپنوتیزم می تواند جایگزین تمام روش های قبلی شود ، یعنی همه آموزش های دوران کودکی ، اثرات عاطفی و حتی تلقین به نفس را می توان با هیپنوتیزم تحت تاثیر قرار داد .
 
 
4. استفاده از جملات تاکیدی مثبت :

تحقیقات علمی ثابت کرده است که کلام دارای چنان قدرتی است که تاثیر بسیار زیادی بر زندگی و احساس انسان ها می گذارد . استفاده از جملات تاکیدی مثبت یکی از روش های نفوذ در ضمیرناخودآگاه وبرنامه نویسی مجدد آن است اما استفاده از این جملات شرایطی دارد که در زیر به آن ها اشاره شده است :

1. "فعل جمله تاکیده زمان حال (من موفق هستم) یا حال استمراری (من در حال رسیدن به موفقیت هستم) باشد "

عده ای از پژوهشگران بر این باورند که زمان جمله حتما" باید زمان حال باشد یعنی اگر بیمار هستیم برای بهبود خود بگوییم من کاملا سالم هستم .

عده ای بر این باورند که وقتی زمان جمله حال ساده باشد امکان دارد بین ضمیرخودآگاه و ضمیرناخودآگاه تضاد بوجود آید چون ضمیرخودآگاه دارای استدلال و منطق است و اینگونه استدلال می کند من که سالم نیستم ! ولی ضمیرناخودآگاه چون ساده لوح است هیچ قضاوتی نمی کند و جمله را می پذیرد و در این حالت این تضاد امکان دارد جریان تفکری را به وجود آورد که فرد به خود تلقین کند که من بیمار هستم و این باعث تشدید بیماری شود ولی وقتی از جمله حال استمراری استفاده می کنیم ضمیرخودآگاه نیز هیچ مخالفتی نمی کند و همسو با ضمیرناخودآگاه عمل می کند .

برای افرادی که مبتدی هستند استفاده از جملات با زمان حال استمراری توصیه می شود ولی برای کسانی که از قدرت بیکران ضمیرناخودآگاه با خبرند و تمرینات لازم را انجام داده اند استفاده از زمان حال ساده توصیه می شود .
 
2. "جمله تاکیدی باید مثبت باشد "

به جای اینکه بگوییم من بیمار نیستم باید بگوییم من سلامت هستم . عملکرد ضمیرناخودآگاه به گونه ای است که وقتی جمله ای را دریافت می کند جمله را شکسته و آن را به کلمات تقسیم می کند و کلماتی که از لحاظ معنایی خنثی هستند را رد کرده و با رسیدن به هر کلمه ای که دارای معنی مثبت یا منفی هست شروع می کند به غلو و تکرار در آن مثلا در جمله من بیمار هستم ، کلمه من که از نظر بار معنایی خنثی می باشد ولی کلمه بیمار دارای بار منفی است پس ضمیرناخودآگاه شروع می کند به غلو کردن در آن ، بیمار، بیمار، بیمار . . . . که باعث بدتر شدن وضعیت فرد می شود ولی وقتی که ما از شکل مثبت آن استفاده می کنیم مثلا جمله من کاملا سالم هستم شروع می کند به غلو کردن در کلمه مثبت سالم و تکرار آن به صورت سالم ، سالم ، سالم . . 
 
3. "جملات تاکیدی در حد امکان باید کوتاه باشند"

جملات تاکیدی باید کوتاه انتخاب شوند تا به راحتی قابل تکرار باشند . تعداد کلمات به کار رفته در جملات تاکیدی بهتر است که کمتر از 5 کلمه باشد . یکی از مهمترین دلایل کوتاه بودن جملات تاکیدی این است که به ذهن این اجازه را می دهیم که در فایل ها و اطلاعات موجود در ذهن جستجو کرده و در مواردی که لازم است شروع به برنامه نویسی کند .

مثلا فرض کنید ما برای افزایش اعتماد به نفس از جمله طولانی زیر استفاده کنیم  : "من خیلی سریع درس یاد می گیرم و بسیار قوی و نیرومند می توانم همه چیز را کنترل کنم" در این جمله شما افزایش اعتماد به نفس را در سریع یاد گرفتن  در نظر گرفته اید حال آنکه ذهن شما خوب صحبت کردن را عامل افزایش اعتماد به نفس می داند پس جمله طولانی بالا هیچ تاثیری در افزایش اعتماد به نفس شما ندارد ولی وقتی شما از جمله کوتاه "من صاحب اعتماد به نفسی فوق العاده هستم" استفاده می کنید ذهن شروع به جستجو می کند و الگوی خوب صحبت کردن را عامل افزایش اعتماد به نفس می یابد و شروع به بسط و توسعه دادن آن می کند .
 
4. "تکرار جملات تاکیدی"

تکرار جملات تاکیدی تا رسیدن به نتیجه مورد نظر به خصوص در شرایط آلفا باید ادامه داشته باشد .

 
به یاد داشته باشید که رمز نفوذ در ضمیرناخودآگاه تکرار است و تکرار است و تکرار .

هر چیزی که بارها و بارها تکرار شود از ضمیرخودآگاه عبور کرده و وارد ضمیر ناخودآگاه می شود و به صورت یک عادت در می آید و آن زمان است که تحت کنترل و مدیریت ضمیرناخودآگاه قرار گرفته و نتیجه اش در زندگی ما جاری می شود .
 
5. "عدم نگرانی و حساسیت و پرسش از خود"

وقتی که برای خود هدفی را مشخص می کنیم نباید روی آن حساس باشیم و نگران تحقق آن نباشیم و با اعتقاد کامل به تحقق آن از سوی خدای رحمان اعتقاد داشته باشیم .

 
به یاد داشته باشید که شک و تردید نقطه ی مقابل ایمان است

 مثلا اگر هدف ما کسب ثروت است مطمئن باشیم که خدای رحمان که مالک ملک و ملکوت است برآورده کردن آن مقدار ثروتی که ما می خواهیم در برابر ثروت بی نهایت خداوند قطره ای در برابر اقیانوس بیکران است . فرض کنید که شما پدری بسیار ثروتمند دارید که صاحب همه ثروت روی زمین است و شما تنها بچه او هستید . حال فرض کنید که از پدر خود یک بستنی می خواهید . آیا به نظر شما برآورده کردن این آرزو برای پدری که صاحب همه ی دارایی های دنیاست کار مشکلی است ؟ مطمئنا نه ! پس برآورده شدن آرزوهای ما از سوی خداوند رحمان باید مانند همین بستنی خواستن باشد .

مورد بعدی اصل سوال از خود است که ما باید سوال موفقیت آمیز بپرسیم مثلا وقتی که ما از خود می پرسیم که من چرا اینقدر خوشبختم ؟ ضمیرناخودآگاه شروع می کند به جستجو بین تمام اطلاعات موجود و اطلاعاتی را می آورد که نشان دهد شما چقدر خوشبختید و در مقابل اگر شما از خود سوال کنید که من چرا اینقدر بدبختم ضمیرناخودآگاه اطلاعاتی را برای شما می آورد که دلیل بدبخت بودن شما را نشان بدهد پس از این به بعد باید سوالاتی را از خود بپرسیم که هر چه بیشتر ما را به اهداف زندگیمان نزدیکتر کند .
چرا من اینقدر ثروتمندم ؟ چرا من اینقدر باهوشم ؟ چرا من اینقدر با اعتماد به نفسم ؟
 
6. " تطبیق جملات تاکیدی با حالات احساسی و فیزیک بدن "

اگر ما از جمله "من کاملا شاداب هستم استفاده می کنیم" باید فیزیک بدنی و حالات احساسی چهره و روحیه ما دقیقا در شرایط شادابی و سلامتی قرار بگیرد این عمل یعنی باور به انجام شدن جمله تاکیدی در لحظه . اگر حالت فیزیکی بدن و احساسات ما عکس جمله تاکیدی باشد نتیجه ای برای ما نخواهد داشت .

7. " داشتن تصاویر ذهنی از جملات تاکیدی "

وقتی که از جملات تاکیدی استفاده می کنیم کافی است که تصویر وقوع آن را به طور کامل در ذهن مرور کنیم چرا که قدرت یک تصویر معادل هزاران کلمه است تجسم خلاق یکی از ابزارهای مهم در رسیدن به اهداف است چون برای ضمیرناخودآگاه فرقی بین تجسم و واقعیت وجود ندارد پس برای رسیدن به هدف باید ابتدا تصویر ذهنی از آن هدف را در ذهن مرور کنیم .
 
8. " حضور در لحظه "

ما باید یاد بگیریم هر کاری را هوشیارانه انجام دهیم تا بتوانیم در لحظه زندگی کنیم و از تمام ثانیه های زندگی لذت ببریم . گذشته رفته و آینه هنوز نیامده و آنچه نقدا" برای ما هست همین زمان حال می باشد که باید از آن نهایت لذت را ببریم پس وقتی که داریم با کودکمان ، همسرمان یا پدر و مادرمان و یا هر کس دیگری صحبت می کنیم تمام توجه خود را به همین کار معطوف کنیم و از همنشینی با آن ها لذت ببریم و در آن لحظه به فکر مشکلات و گرفتاری هایمان نباشیم و نهایت لذت را از آن لحظه ببریم .

امام علی (ع) می فرمایند : آنچه که گذشته است تمام شده و آنچه مربوط به آینده است هنوز نیامده است پس این لحظه را که بین عدم و نیستی است غنیمت شمار .

منابع :
ضمیرناخودآگاه خود را بیشتر بشناسیم ، امیر حسین غروی یکتا
حکومت بر ضمیرناخودآگاه ، افشین گلستانه
نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

1 نظر
مریم احمدی
جمعه دوم شهریور ۹۷
پاسخ
()
()
عالي بود
شرکت سازنده